گنجور

شمارهٔ ۱۴۸

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

چون قدح کز شراب پر گردد

چشمم از خون ناب پر گردد

ماه نو ساغر، آفتاب می است

ماه نو ز آفتاب پر گردد

بس که سوزد دلم جهان چه عجب

گر ز دود کباب پر گردد

تشنه عشق را چه سود کند

بحر و بر گر ز آب پر گردد

نکند کار نیم قطره آب

گر جهان از سراب پر گردد

عالم از تاب خور ز برقع تو

به یکی رشته تاب پر گردد

حال خود گر رقم زند جامی

پشت و روی کتاب پر گردد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن