کس رخت را چو گل نظاره نکرد
که گریبان چو غنچه پاره نکرد
با دل عاشقان کند دل تو
آنچه با شیشه سنگ خاره نکرد
هر که زیر کمر میان تو دید
وای او کز بلا کناره نکرد
مه نشد شب فروز تا ز رخت
لمعه نور استعاره نکرد
جان بیچارگی دهم که لبت
دید بیچارگیم و چاره نکرد
سنگ بیدادت از عدد بدر است
ریگ صحرا کسی شماره نکرد
جامی از کارها نداشته دست
نام خود رند هیچ کاره نکرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذبهی معشوق صحبت میکند و احساسات عاشق را به تصویر میکشد. شاعر اشاره میکند که هیچکس نتوانسته زیبایی معشوق را به درستی درک کند و دل عاشقان را تحت تأثیر قرار دهد. او به قدرت محبت و تاثیر لبت بر جان عاشق اشاره میکند و بیان میکند که از شدت عشق، جان خود را فدای معشوق میکند. همچنین، شاعر به ناامیدی و بیکسی خود در قبال عشق و زیبایی میپردازد و نشان میدهد که هیچ کار خاصی از دست او برنمیآید. در نهایت، شاعر با نمادهای مختلفی به شدت عشق و بیپناهی خود در برابر زیبایی معشوق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: هیچکس زیبایی تو را مانند گل ننگریسته است، چرا که هیچکس دامن تو را مانند غنچه پاره نکرده است.
هوش مصنوعی: دل عاشقان را به گونهای تسخیر کن که سنگ خارا نتواند با شیشه این کار را انجام دهد.
هوش مصنوعی: هر کسی که در تو زیبایی و جذابیت را مشاهده کند، وای بر او که از گرفتاری و دردسر دور نمانده است.
هوش مصنوعی: ماه شب را روشن نکرد تا از چهرهات پرتوی از光 جلوه نکند.
هوش مصنوعی: من جان خود را میدهم، چون لبان تو را دیدهام که دردی از بیچارگیام نمیکاهد و چارهای برای من نمیاندیشی.
هوش مصنوعی: سنگ بیداد تو از عدد فراتر است و مانند ریگهای صحراست که هیچکس نتوانسته شمارش کند.
هوش مصنوعی: کسی که به نام رند در نظر دارد، هیچ کار خاصی از آن انجام نشده و در حقیقت دستاوردی ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.