از تنت گر قبا گشاده شود
گره از کار ما گشاده شود
صبح دولت دمد چو از رویت
سر زلف دو تا گشاده شود
در غمخانه ام ز بی یاری
از صبا بسته یا گشاده شود
چون تو مژگان به هم زنی بر دل
تیرهای بلاگشاده شود
ز ابروی توست هر خدنگ بلا
کز کمان قضا گشاده شود
هر شب از دست تو به سوی فلک
دستهای دعا گشاده شود
جامیا بر در طلب بنشین
کآخر این در تو را گشاده شود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره امید و آرزوهای شاعر است. شاعر از اوضاع و احوال خود سخن میگوید و آرزو میکند که اگر لباسش از تن رها شود، مشکلاتش نیز حل خواهد شد. با ديدن چهره معشوق، روزگارش متحول میشود و مشکلاتش ممکن است برطرف شود. همچنین بیان میکند که در غم و اندوهش از بییار بودن رنج میبرد و امیدوار است که وزش بادی از سمت معشوق، مشکلاتش را حل کند. شاعر به تاثیر معشوق بر دلش اشاره میکند و میگوید که درد و رنج او ناشی از تأثیرات معشوق است. در نهایت، او در انتظار و طلبی است که امید دارد روزی درهای خوشبختی به روی او باز شود.
هوش مصنوعی: اگر لباس تو از تن بگشاید، مشکلات و سختیهای ما هم حل خواهد شد.
هوش مصنوعی: هنگامی که صبح میرسد و نور خورشید میتابد، گویی که دو دسته از موهایت باز میشود.
هوش مصنوعی: در محفل غم و اندوه من، با نداشتن یاری از نسیم صبح، آیا درب این غمخانه بسته خواهد ماند یا باز خواهد شد؟
هوش مصنوعی: وقتی که تو مژگان خود را به هم میزنی، تیرهای بلا به سمت دل من رها میشود.
هوش مصنوعی: هر فتنه و مصیبتی که به سر میآید، ناشی از زیبایی و جذبه ابرویت است که از کمان تقدیر پرتاب میشود.
هوش مصنوعی: هر شب به یاد تو دستهای دعا به سمت آسمان دراز میشود.
هوش مصنوعی: به لب در بنشین و در انتظار بمان، چرا که در نهایت، این در روزی به روی تو باز خواهد شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.