گنجور

شمارهٔ ۱۴۱

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

از سرو قدت کج نظران را چه گشاید

وز خاک درت بصران را چه گشاید

جز خون گره بسته به نوک مژه شبها

از لعل تو خونین جگران را چه گشاید

جز با دگران دیدنت از دور به حسرت

از وصل تو بی سیم و زران را چه گشاید

زر گشت مرا چهره و گر زر نگشایم

زین وجه چو تو سیمبران را چه گشاید

سیم است برت ور کمر زر نگشایی

از سیم تو زرین کمران را چه گشاید

آرد خبر از یوسف ما پیرهن گل

از نکهت گل بی خبران را چه گشاید

بر جامی بیدل زبتان جز در محنت

نگشاد ندانم دگران را چه گشاید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.