گنجور

شمارهٔ ۱۰۷

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

رخنه ز غم در دل خراب درآمد

بر مژه زان رخنه خون ناب درآمد

چهره چه مالم به خاک در نظر آن رو

خاست تیمم گهی که آب درآمد

باد بریده زبان من که ز ناله

نرگس بیمار او ز خواب درآمد

صلح کنان رفت تا چه قصه رقیبش

گفت که باز از در عقاب درآمد

برد ز دل روی او خیال خطش را

سایه برون شد چو آفتاب درآمد

برد حسد بر رکاب حلقه چشمم

ترک مرا پا چو در رکاب درآمد

آب خضر جوی گشت جامی ازان لب

تشنه پی آب در سراب درآمد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور