گنجور

شمارهٔ ۳ - در صفت عمارت شه است این

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » مثنویات
 

بنامیزد چه دلکش منزل است این

نه آب و گل همه جان و دل است این

بسی مه بر فلک منزل بریده

به عمر خود چنین منزل ندیده

تصور کن چو یک شخص این جهان را

که باشد همچو چشم این خانه آن را

کسی کان شخص را انسان عین است

جهان مردمی سلطان حسین است

گلش گویی ز مشک چین سرشتند

که نامش خانه مشکین نوشتند

ز هر لاله به سقف آن نمونه

مگر شد لاله زاری باژگونه

به دیوارش ز گچ گلها بریده

گل کافوری ست از گل دمیده

منقش از زر حل هر در او

دری از خلد در هر منظر او

مروح خانه ای دان از جنانش

که باشد حوض کوثر در میانش

میان حوض نرگسدان سیمین

بود فواره های نرگس آیین

ز هر نرگس جهنده آب از آنسان

که گاه شادی آب از چشم جانان

به گرد حوض جویی پر خم و تاب

چو ماری سیمگون پیچان در او آب

چو لطف حوض و جوی آب روان دید

گه بیرون شدن بر خویش پیچید

به سعی شاه شد این خانه آباد

چو تاریخ عمارت فرخش باد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.