گنجور

شمارهٔ ۹۸۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

هر سر مو بر دل من گر زبانی داشتی

از غم عشق تو فریاد و فغانی داشتی

بستر راحت نخواهم ای خوش آن شبها که من

بر درت بالین ز خاک آستانی داشتی

داشتی معذور ناصح بی خودیهای مرا

گر چو من دل در کف نامهربانی داشتی

سرو را با قد رعنای تو بودی نسبتی

گر ز گل رخسار و از غنچه دهانی داشتی

گر به نقد جان توانستی خریدن وصل دوست

طالب وصل تو بودی هر که جانی داشتی

من به بیماری خود خوش بودمی گر زانکه تو

گوشه چشمی به حال ناتوانی داشتی

با دو روزه زندگی جامی نشد سیر از غمت

وه چه خوش بودی که عمر جاودانی داشتی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور