گنجور

شمارهٔ ۹۰۷

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

الله الله چه نازنین شده ای

آفت عقل و هوش و دین شده ای

من چنانم ز بیدلی که مپرس

تا تو در دلبری چنین شده ای

کرده ای رخ ز چین طره عیان

غیرت لعبتان چین شده ای

ز آتشین لعل آبدار لبت

خاتم حسن را نگین شده ای

من به جان بنده کمین توام

بهر قتلم چه در کمین شده ای

گشته ای گم دلا به فکر لبش

چون مگس غرق انگبین شده ای

جامی از فکر آن دهان و میان

خرده دان و دقیقه بین شده ای



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify