گنجور

شمارهٔ ۸۸۸

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

ای بی تو ز دیده خواب رفته

وز هر مژه خون ناب رفته

باز آ که ز رفتن تو ما را

از دیده در خوشاب رفته

در دور لبت معاشران را

از سر هوس شراب رفته

با آن همه نور ماه تابان

پیش رخ تو ز تاب رفته

دریوزه کنان حسن پیشت

ماه آمده آفتاب رفته

هر جا تو سمند ناز رانده

خوبان همه در رکاب رفته

خونابه دل که ریخت جامی

خونی ست که از کباب رفته



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط