گنجور

شمارهٔ ۸۸۷

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

کی بود جانم ز بند غم رهایی یافته

دیده از دیدار جانان روشنایی یافته

کی بود جان فگار و سینه مجروح من

مرهم وصلی بر این داغ جدایی یافته

کی بود زان خط جان افزای و لعل دلگشای

بخت من فیروزی و کامم روایی یافته

کی بود دست من و آن طره عنبرفشان

کز نسیمش جعد سنبل عطرسایی یافته

رفت ازین بستان نوای عیش و برگ خرمی

خرم آن مرغی که برگ از بینوایی یافته

بلبل بی صبر و دل با خار ازان در ساخته ست

کز گل این باغ بوی بی وفایی یافته

با سریر شاهی و تاج کیانی جم نیافت

جامی آن گنجی که در کنج گدایی یافته



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.