گنجور

شمارهٔ ۸۷۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

باری دگرم کش به جفا داغ به سینه

تا مرهم پیشینه شود داغ پسینه

هیهات که شایسته غم های تو گردد

تا دل نشود پاک ز غل سینه ز کینه

پیش آ که به بر گیرمت ار طالب عشقی

کین درد سرایت کند از سینه به سینه

گنجی ست دل من که ز پیکان تو دارد

صد گوهر سیراب به هر کنج دفینه

دل جای غم توست نگه دارش از اغیار

شرط است ز شاهان جهان پاس خزینه

جانم سوی تن ز آرزوی خال تو آمد

چون مرغ که آید به زمین از پی چینه

تا یار کند میل غزل های تو جامی

از خون جگر رنگ کن اوراق سفینه



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.