گنجور

شمارهٔ ۸۴۷

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

حدیث جم و جام لاغ است و لابه

خوش آن سر که با جام گوید قرابه

به آب می آباد کن کاخ عیشم

که رو در خرابی نهاد این خرابه

نخواهم ز درد قدح دست شستن

اگر مه بود طشت و مهر آفتابه

بود قصر عشرت بسی خوش چه بودی

که حرف بقا داشتی بر کتابه

پی سر عرفان متن تار فکرت

خریدار یوسف مشو زین کلابه

بکش ز اطلس چرخ پای ارادت

که حیف است این پا بدان پای تابه

کف جامی از جام خالی مبادا

اجب دعوتی یا ولی الاجابه



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام