بریز ای هجر خونم چند سوزی جان من بی او
مرا صد بار مردن به که یک دم زیستن بی او
نسیما سوی او کن ره ببر همراه خود جان را
که جان آنجا رسد باری اگر ماند بدن بی او
مذاق جان شیرین چاشنی هجر نادیده
چه داند تلخی عیشی که دارد کوهکن بی او
ز هر گل می خلد در سینه خاری بی رخ خویش
چه می خوانی مرا ای باغبان سوی چمن بی او
مپرس ای همنشین مهربان شرح غم هجران
زبان من ز کار افتاده نتوانم سخن بی او
همه آفاق را دانم که سوز من شود روشن
ز بس چون شمع گریم زار در هر انجمن بی او
ازان مه ماند جامی ای اجل تاراج عمرش کن
که آن مسکین به جان است از حیات خویشتن بی او
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به شدت از دوری محبوب خود رنج میبرد و حسرت زندگی بدون او را حس میکند. او بیان میکند که تحمل زندگی بیمحبوب، به مرگ هزاربار ترجیح دارد. او از نسیم میخواهد که جانش را به سوی محبوب ببرد و میگوید که حتی اگر بدنی باقی بماند، بدون محبوب هیچ ارزشی ندارد. همچنین، او درد هجران را غیرقابل تحمل میداند و هیچ شادیای را نمیتواند بچشد در غیاب محبوبش. شاعر به باغبان میگوید از او نخواهد که او را به گلها بخواند، زیرا حضور گلها در غیاب محبوب هیچ معنا و لذتی ندارد. در نهایت، شاعر از اجل میخواهد که زندگیاش را به پایان برساند، زیرا او نمیتواند بدون محبوبش به حیات ادامه دهد.
هوش مصنوعی: ای درد فراق، بگذار چند بار جانم را بسوزانی، زیرا زندگی کردن بدون او برای من به مراتب بدتر از این است که صد بار بمیرم.
هوش مصنوعی: به نسیم بگو که به سوی او برود و جان را نیز با خود ببرد، زیرا جان میتواند به آنجا برسد، حتی اگر بدن بدون او باقی بماند.
هوش مصنوعی: کسی که از معشوق و عشق دور مانده، نمیتواند درد و تلخی جدایی را درک کند و از سرخوشیهای زندگی لذت نمیبرد. فقط کسی که در جدایی به سر میبرد، میداند که طعم شیرین عشق چه ارزش و چاشنیای دارد.
هوش مصنوعی: ای باغبان، چرا مرا به سمت چمن میخوانی در حالی که از هر گل، خارهایی در دل دارم و بدون روی او چگونه میتوانم این زیباییها را دید؟
هوش مصنوعی: ای دوست مهربان، از من درباره غم جدایی نپرس، زیرا زبانم از گفتن عاجز است و بدون او نمیتوانم حرف بزنم.
هوش مصنوعی: من در تمام جهان میدانم که درد و سوز من مانند شمع، در هر جمعی که بی او باشم، به روشنی درمیآید و من همیشه با اشک و اندوه گریم.
هوش مصنوعی: از آن محبوب به دست آور جامی، ای مرگ، عمر او را غارت کن، زیرا این انسان بیچاره به زندگی خود وابسته است و بدون او وجودش بیمعناست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.