گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

شمارهٔ ۷۸۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

برون ران ای سوار شوخ و قلب صد سپه بشکن

برافکن برقع از رخسار و قدر مهر و مه بشکن

گرفتی کشور جانها به سلطانی علم برکش

تو را شد لشکر دلها سپاه پادشه بشکن

گشاد کار ما خواهی لب شکرفشان بگشا

شکست حال ما جویی سر زلف سیه بشکن

به حسن خویش نازد مهر از بهر خدای ای مه

مپوش آن عارض و بازار او هر چاشتگه بشکن

مرا آن شکل قلاشانه کشت آوه نمی دانم

که فرمودش که دامن بر زن و طرف کله بشکن

سرم خود را برابر داشت با گوی تو تا دانی

بزن چوگان و چون گویش جزای این گنه بشکن

ز جام لعل او جامی ازین پس بازگو رمزی

اساس زهد شیخ و عهد پیر خانقه بشکن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور