گنجور

شمارهٔ ۷۰۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

هر دم ز تو بر سینه صد داغ جفا خواهم

با درد تو خو دارم حاشا که دوا خواهم

هر کس به هوای دل خواهد ز تو مقصودی

این جمله طفیل تو من از تو تو را خواهم

نتوان به مژه رفتن از رهگذرت گردی

آن به که من این سرمه از باد صبا خواهم

نبود چو رقیبانم در حوصله پیوندت

لیک از تو رقیبان را چون خویش جدا خواهم

دی از تو وفا جستم دادی به جفا وعده

باز آمده ام امروز کان وعده وفا خواهم

دستم به سر سروت چون می نرسد خود را

در راه تو چون سایه افتاده ز پا خواهم

گفتی که که را خواهی از خیل بتان جامی

چشمی ست مرا آخر غیر از تو که را خواهم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.