من کیم تا رو به آن رخساره زیبا نهم
کاش بتوانم که دیده بر کف آن پا نهم
چون سواره بگذری از نعل سم مرکبت
هر کجا یابم نشان از شوق رو آنجا نهم
داغ بر توسن منه بگذار از بهر خدا
تا شکافم سینه وان هم بر دل شیدا نهم
رام شو ای آهوی وحشی که نزدیک آمده ست
کز غمت دیوانه گردم روی در صحرا نهم
وصف حسنت با رقیب کوردل گفتن چه سود
آینه بهر چه پیش چشم نابینا نهم
خواب چون آید مرا شبها چنین کز هجر تو
زیر پهلو خار پاشم زیر سر خارا نهم
من که امروز از می و شاهد به نقدم در بهشت
چشم چون زاهد چرا بر نسیه فردا نهم
جامی از شوق لبش وقت است کاندر میکده
خرقه و سجاده رهن ساغر صهبا نهم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه است. شاعر آرزو دارد که بتواند به محبوبش نزدیک شود و زیبایی او را ببیند. او از شوق و عشقش به محبوب، از درد و رنجی که در نبود او تحمل میکند، صحبت میکند. شاعر به تصویر کشیدن حسرت و دیوانگیاش به خاطر دوری از محبوب، و همچنین شکافیدن سینهاش به خاطر عشق، اشاره میکند. در این شعر، مضامین عشق، زیبایی، درد جدایی و تمایل به وصال به وضوح موجود است. شاعر همچنین به بیفایده بودن صحبت درباره زیباییهای محبوب در حضور کسانی که قادر به درک آن نیستند، تأکید میکند. در نهایت، او به لذتهای دنیوی و میپردازد، اما در عین حال به افکار مربوط به آینده و موقتی بودن زندگی نیز اشاره دارد.
هوش مصنوعی: من چه کسی هستم که بتوانم به آن چهره زیبا نگاه کنم، کاش میشد که چشمانم را به پای آن معشوق بسپارم.
هوش مصنوعی: زمانی که تو سوار بر مرکبت از جایی میگذری، هر جا که نشانهای از شوق تو ببینم، همانجا را میسنجم و میگذارم که دل به آنجا بندم.
هوش مصنوعی: بر روی اسبم زخم و آسیب نگذار، تا به خاطر خدا بتوانم سینهام را بشکافم و آن را بر دل عاشق نهم.
هوش مصنوعی: به خودت آرامش بده ای آهوی وحشی که به من نزدیک شدهای، زیرا از غم تو دیوانه شدهام و میخواهم صورتم را در دشت نشان دهم.
هوش مصنوعی: صحبت کردن درباره زیبایی تو در برابر کسی که درک و فهم ندارد، چه سودی دارد؟ آیا میتوان آینهای را به چشمی نابینا نشان داد؟
هوش مصنوعی: وقتی شبها خواب به سراغم میآید، از درد جدایی تو مانند کسی که روی خارها میخوابد، نمیتوانم آرامی پیدا کنم و به جای بالش، سنگی زیر سر میگذارم.
هوش مصنوعی: من که امروز در بهشت با می و دلدار به سر میبرم، چرا باید به وعدههای فردا و چیزهایی که هنوز نیامدهاند فکر کنم؟
هوش مصنوعی: وقت آن است که از شوق لبش جامی بگیرم و در میخانه، پیراهن و سجاده را کنار گذاشته و به خاطر شوق و سرمستی، ساغر پر از شراب را در دست بگیرم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.