گنجور

شمارهٔ ۶۶۱

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

هر شب دم گرم از دل غمناک برآرم

وز تف جگر دود ز افلاک برآرم

تا کی ز غمت خاک به سر ریزم ازان روز

اندیشه همی کن که سر از خاک برآرم

بی روی تو با لاله و گل چون رهم از آه

بر شعله چه سان راه ز خاشاک برآرم

در گردن بخت ار بودم طوق سعادت

روزی سر از آن حلقه فتراک برآرم

آلوده به خون تیر تو حیف است ندانم

کش زین دل ناپاک چه سان پاک برآرم

صد جای بسوزد لبم از بوسه پیکان

چون تیر تو را از جگر چاک برآرم

جامی صفتم غرق غم ار یار شود بخت

رخت خود ازین موج خطرناک برآرم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.