گنجور

شمارهٔ ۶۴۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

خواهد تنم ز آتش دل سوخت خانه هم

اینک رسید دود به روزن زبانه هم

در سینه عکس عارض و خال تو دید دل

مرغ آب یافت در قفس تنگ و دانه هم

زینسان که گشت خانه ام از آب دیده پر

سیلاب خون برون رود از آستانه هم

در کوی تو نماند ز ما جز فسانه ای

ترسم که از میان برود این فسانه هم

سوی تو ره نماند مرا بی بهانه ای

وای من آن زمان که نماند بهانه هم

گردی نشانه بود بر آن آستان ز ما

دردا که برد باد صبا آن نشانه هم

جامی به پیش زلف و رخش یافت زان دو لب

ذوق صبوح و لذت شرب شبانه هم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام