گنجور

شمارهٔ ۶۴۱

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

هر دم ار تیرت فتادی بر دلم

صد در رحمت گشادی بر دلم

چون فروغ آفتاب از هر دری

پرتو رویت فتادی بر دلم

سر حسنت را که بودی آینه

گر نه خود را جلوه دادی بر دلم

دل به فریاد آمدی از دست تو

گر نه تو دستی نهادی بر دلم

سینه از غم چاک شد خیز ای رقیب

تا خورد یک لحظه بادی بر دلم

دیده عمدا بستم از خوبان ولی

نیست چندان اعتمادی بر دلم

تا مراد من چو جامی یاد توست

شد فرامش هر مرادی بر دلم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان