با اسیران نظری نیست تو را
بر غریبان گذری نیست تو را
چون نیاری دگرم پیش نظر
گر نظر با دگری نیست تو را
قول دشمن مشنو در حق من
که ز من دوست تری نیست تو را
سرم از خاک درت دور مکن
گر ز من درد سری نیست تو را
خون دل بر مژه ام بست جگر
چند گویی جگری نیست تو را
در دلت ناله ما را چه اثر
از وفا چون اثری نیست تو را
جامی از عشق بتان عار مدار
غیر ازین خود هنری نیست تو را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر به بیان احساسات عمیق و دردناک عشق و جدایی میپردازد. شاعر از معشوق میخواهد که به او توجه کند و میگوید که اگر در زندگیاش کسی دیگری وجود دارد، برای او اهمیتی ندارد. او همچنین تأکید میکند که نباید به سخنان دشمنان اعتماد کرد و به وفاداری و عشق خود به معشوق اشاره میکند. شاعر از معشوق میخواهد که او را فراموش نکند و در نهایت، به احساسات ناشی از عشق و آرزوهای او اشاره میکند.
هوش مصنوعی: تو به اسیران توجهی نداری و نمیتوانی بر غریبانی گذر کنی.
هوش مصنوعی: وقتی که دیگر نتوانی مرا در نظر داشته باشی، اگر هم به کسی دیگر نگاه کنی، برای تو ارزش و اهمیتی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: به سخن دشمنان توجه نکن، زیرا من از تو به عنوان دوست، احساس نزدیکی بیشتری دارم.
هوش مصنوعی: سرم را از در خانهات دور نکن، حتی اگر من برای تو هیچ مشکلی ایجاد نکنم.
هوش مصنوعی: دل من به شدت غمگین و پریشان است، اما تو از چهرهام نگو که انگار هیچ دردی ندارم.
هوش مصنوعی: ناله و درد ما در دل تو هیچ تاثیری ندارد، چون خودت هم وفایی نداری و اثری از محبت در تو نیست.
هوش مصنوعی: به عشق معشوقها دل ببند و از هیچ چیز دیگری دریغ نداشته باش، زیرا جز این، هیچ هنری در تو وجود ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.