سر دهانت ناگشته مدرک
اهل یقین را افکنده در شک
از روی و زلفت دارم همیشه
صبحی همایون شامی مبارک
صد تیغ رانی حاشا که گردد
حرف وفایت از لوح دل حک
بر آب چشمم می خندی آری
المزن یبکی والورد یضحک
طفلی و نادان لیکن نرسته
از دام عشقت پیران زیرک
دی با سگانت گفتم کزین در
بار اقامت می بندم اینک
دل شد مجاور آنجا که جامی
هذا فراق بینی و بینک
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عاشقانه و تنشهای ناشی از عشق اشاره دارد. شاعر از تأثیرات زیبایی محبوبش بر دل و جان خود سخن میگوید و به تردید و اطمینان در عشق اشاره میکند. او با زبانی نرم و شاعرانه به شک، محبت و دلتنگی خود پرداخته و نشان میدهد که عشق حتی در سختیها و جداییها نیز جاری است. در انتها، شاعر از عزم خود برای جدایی از معشوق و اقامت در دوری خبر میدهد.
هوش مصنوعی: هرگز به آنچه از وصوت یقین به دست آوردهای، زبان نزن و آن را در تردید نینداز.
هوش مصنوعی: هر روز با یاد چهره و موهایت برایم همچون صبحی خوش، زمان خوشی و شادابی میآورد.
هوش مصنوعی: صدها تیغ و دسیسه را به جان میخرم، اما هرگز به خودم اجازه نمیدهم که وفای تو را از یاد ببرم و آن را از دل خود محو کنم.
هوش مصنوعی: در صورت نگاه کردن به اشک من، تو میخندی و این اشکها مانند گلهای شادی به نظر میرسند.
هوش مصنوعی: این یک جوان بیتجربه است که با وجود نادانیاش، به دام عشق تو گرفتار شده و حتی انسانهای با تجربه و سِندار نیز نمیتوانند از آن رهایی یابند.
هوش مصنوعی: دیروز به سگهایم گفتم که از اینجا دیگر نمیمانم.
هوش مصنوعی: دل به جایی پیوسته که به خاطر جدایی، فاصلهای بین من و تو وجود دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.