گنجور

شمارهٔ ۵۴۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

دلم شد جزو جزو از تیغ بی داد تو و هر یک

بود پیوسته اندوه و غمت را جزو لاینفک

ز تو سررشته کارم کشد روزی به حیرانی

درین دعوی ندارم جز سر زلف تو مستمسک

ز باریکی میانت در کمر سری ست لایفهم

ز پنهانی دهانت زیر لب رمزی ست لایدرک

چه غم گر اندک اندک شد غمت بسیار اندر دل

همه فیض نوال توست اگر بسیار اگر اندک

مکش یکبارگی بر ما خط نادانی ای خواجه

که در کار جهان گولیم و در عشق بتان زیرک

اگر بر تارکم سنگی رسد از پاسبان تو

به صد تعظیم و حرمت دارمش چون تاج بر تارک

قدش طوبی بود جامی اگر بر یاد او فردا

کنی در پای طوبی جا فطوبی ثم طوبی لک



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان