گنجور

شمارهٔ ۴۳۱

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

هیچ نقلم به دهان چون دهنت نیست لذیذ

میوه ای پیش لبم چون ذقنت نیست لذیذ

نطق طوطی که به شکرشکنی مشهور است

با وجود لب شکر شکنت نیست لذیذ

می گزی لب عوض نقل به مستی آری

هیچ نقلی چو لب خویشتنت نیست لذیذ

یوسف عهد تویی ای گل و یعقوب منم

جز مرا رایحه پیرهنت نیست لذیذ

خانه از آینه شد بر تو گلستان زان رو

گشتن باغ و طواف چمنت نیست لذیذ

سرفرو کرده چو غنچه به گریبان خودی

زان شمیم گل و بوی سمنت نیست لذیذ

شور عشق است نمک خوان سخن جامی را

نمک افزای که طعم سخنت نیست لذیذ



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط