گنجور

شمارهٔ ۴۱۱

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

قدسیان کین پرده های سبز گردون بسته اند

مهد عیش عاشقان زین پرده بیرون بسته اند

آن فسون خوانان که در تن ها به افسون جان دمند

پیش آن لعل فسون خوان لب ز افسون بسته اند

نوعروس حسن لیلی را به خلوتگاه ناز

گوشوار از دانه های اشک مجنون بسته اند

چیست دانی غنچه های ناشکفت اندر چمن

بلبلان در شاخ گل دلهای پرخون بسته اند

در دل از پیکان دری بگشا که راه دیده را

بر خیالت مردم از اشک جگرگون بسته اند

از خیال آن دو ابرو مردمان چشم ما

طاق ها بهر گذر بر روی جیحون بسته اند

کس خیال نخل بالایت به از جامی نبست

دیگران نخل سخن را گر چه موزون بسته اند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط