گنجور

شمارهٔ ۳۵۷

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

خطت قوت ازان لعل خندان کشید

خضر چاشنی ز آب حیوان کشید

به خونم نوشته ست فرمان لبت

نخواهم سر از خط فرمان کشید

نیارست چشم دلم از تو دوخت

اجل کز تنم رشته جان کشید

پی مقدم تو ز سبزه صبا

بساط زمرد به بستان کشید

نه لاله ست آن بلکه خونین دلی

به دل بهر تو داغ پنهان کشید

نه غنچه ست بر گلبن آن بلکه گل

ز شرم تو رو در گریبان کشید

همین حاصل جامی از سیر بس

که در میکده پا به دامان کشید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify