گنجور

شمارهٔ ۳۵۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

زان پیشتر که میکده از ما تهی شود

مپسند جام را که ز صهبا تهی شود

پر کن سبو به هر چه توان رهن باده ساخت

زان غم مخور که خانه ز کالا تهی شود

خوش مصرفی ست میکده کین چرخ صیرفی

هر کیسه ای که پر کند آنجا تهی شود

گلها شکفت فتنه خوبان باغ شو

تا یک دو روز شهر ز غوغا تهی شود

نتوان علاج درد تو گر خود طبیب را

صد بار حقه های مداوا تهی شود

زان سنگها که کوهکن از غم به سینه کوفت

کی تا به حشر دامن صحرا تهی شود

جامی بس است نظم تو گر زانکه گوش چرخ

از گوشواره عقد ثریا تهی شود



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط