گنجور

شمارهٔ ۳۲۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

به سینه گر نه غمت دمبدم فرود آید

دلم به غمکده سینه کم فرود آید

گریخت صبر دو اسپه ز هجر تو مشکل

که نارسیده به ملک عدم فرود آید

چو کعبه گر همه کس را بود به کوی تو راه

هزار قافله بر روی هم فرود آید

ملک ز ناله من بس که بر فلک گرید

چو ابر ترسم ازین بام نم فرود آید

چه سود راحتم از دست دیگران آن به

که بر سرم ز تو تیغ ستم فرود آید

ز ابر عشق تو باران و قطره بر دل من

خدنگ محنت و باران غم فرود آید

حدیث خط و لبت گر رقم زند جامی

زلال خضر ز نوک قلم فرود آید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام