گنجور

شمارهٔ ۳۰۱

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

بی تو عاشق چو نظر در قدح لاله کند

زآب چشم و دم سردش قدح ژاله کند

کوهکن تیشه چو بر کوه زند آن چه صداست

آهن و سنگ ز درد دل او ناله کند

دیده دنبال تو دل نیز خدا را مپسند

که رقیبم ز سر کوی تو دنباله کند

مه توان خواند به آن خط رخ زیبای تو را

گر فلک گرد مه از عنبر تر هاله کند

آنچه با زنه دلی کرد چو خضر آب حیات

لعل جانبخش تو با مرده صدساله کند

عشق بی جلوه معشوق میسر نشود

عقل و دین کی برد آن وصف که دلاله کند

لاف هر ناخلف از جا نبرد جامی را

راه موسی نزد بانگ که گوساله کند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام