گنجور

شمارهٔ ۳۰۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

تا کی آن شوخ مرا بیند و نادیده کند

بشنود ناله زار من و نشنیده کند

چون بگریم بر او فاش ز من پنهانی

در رقیبان نگرد خنده دزدیده کند

بر زمینی که شود دیده نشان قدمش

هر که اهل نظر آنجا قدم از دیده کند

من ندارم گله ای زان کله شانه زده

هر چه با من کند آن طره ژولیده کند

بر خراشیده دلم گو مگذر زانکه مباد

کش خراش دل من پای خراشیده کند

پرده زاهد سالوس برانداخته باد

با بتان چند نظربازی پوشیده کند

جامی از یار پسندیده چه رنجی حاشا

کان پسندیده به جز کار پسندیده کند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی