گنجور

شمارهٔ ۲۹۴

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

پیش ازان روز که این طاق مقرنس کردند

قبله ام زان خم ابروی مقوس کردند

رخت آن مشعل نور است که اندر شب طور

روشن از آتش وادی مقدس کردند

درد نوشان لبت خرقه پشمینه به دوش

بس تعظم که بر این طارم اطلس کردند

پیش ازین شیوه چشمان تو خونریزی بود

دور ما آمد ازان شیوه چرا بس کردند

فیض عامش نگر ای شاهد گل خرده مگیر

که درین باغ چرا پرورش خس کردند

زاهدا چاک مکن خرقه که مستم ز غمش

زانکه این جامه نه بر قامت هر کس کردند

جامی از دامن آن گرمروان دست مدار

که به هر مرحله صد قافله واپس کردند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.