جان تن فرسوده را با غم هجران گذاشت
طاقت صحبت نداشت خانه به مهمان گذاشت
تیر تو آمد فرو سینه بسی تنگ بود
دل به عدم رو نهاد جان به پیکان گذاشت
کعبه روی را کشید جذبه خاک درت
راحله و زاد را زیر مغیلان گذاشت
گریه چراغم بکشت گرمی دل همچنان
آتش پیدا نشاند سوزش پنهان گذاشت
ترک دل آشوب من گر خرد و صبر پاک
برد به غارت چه باک شکر که ایمان گذاشت
طرف کله بر شکست رخش جفا تند راند
هر قدمی صد چو من واله و حیران گذاشت
جامی بیدل نیافت داد ز خوبان شهر
راه سفر برگرفت شهر بدیشان گذاشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از غم و اندوه دوری محبوب صحبت میکند. او به توصیف حال دل خویش پرداخته و نشان میدهد که چطور این غم قابل تحمل نیست و او تاب صحبت و ارتباط را ندارد. دلش به شدت دلتنگ است و زندگیاش را بیمهر و خالی از عشق توصیف میکند. او تجلی جمال محبوب را همانند کعبه، مقدس و جاذبهساز میداند و در این مسیر زاد و توشه روحیاش را به دست فراموشی میسپارد. در ادامه، شاعر به آتش درون و اشکهایی اشاره دارد که بر اثر غم و نقصان، زندگیاش را خاموش کردهاند. او از خدشههای روحی و روانی ناشی از عشق و فاصله با محبوب سخن میگوید و در نهایت به ناکامی در یافتن عشق واقعی و زیبایی در زندگی اشاره میکند. به طور کلی، این شعر تصویری از درد و رنج ناشی از فراق و عشق از دست رفته را به زیبایی به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: دل آزرده و خستهاش را با غم جدایی رها کرد و دیگر تحمل گفتگو را نداشت، به همین خاطر خانهاش را به مهمان سپرد.
هوش مصنوعی: تیر تو به قلبم اصابت کرد و دل به شدت فشرده شد، رو به نیستی نهاد و جانم را به تیر سپرد.
هوش مصنوعی: کعبه به سمت تو جذب شد و خاک درگاهت را به سفر و زاد و توشهام تبدیل کردم و آن را زیر سایه درختان گذاشتم.
هوش مصنوعی: گریهام چراغ زندگیام را خاموش کرد، اما گرمای دل همانند آتش، سوزش پنهانی را درونم باقی گذاشت.
هوش مصنوعی: اگر دل من دچار آشفتگی باشد و عقل و صبر راستین از من بگیرند، چه اهمیتی دارد؟ زیرا شکر خدا که ایمانم را حفظ کردهام.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به تصویر زیبایی از عشق و احساسات عمیق خود اشاره میکند. او به شدت مجذوب محبوبش است و هر حرکت او برایش غیرقابل تحمل و دردناک است. محبوب با ناز و جفا از کنار او عبور میکند و هر بار که قدم برمیدارد، شاعر را بیشتر به حیرت و شگفتی میکشاند. این عشق و دلبستگی او را در حالتی از والگی و بلاتکلیفی قرار داده است.
هوش مصنوعی: یک مرد بیدل و دل شکسته، از محبوبان شهر ناامید شد و تصمیم گرفت تا سفر کند و شهر را به قصد جایی دیگر ترک کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.