گنجور

شمارهٔ ۲۴۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

صبا ز چشم من آن خاک پا دریغ نداشت

چو دید اهل نظر توتیا دریغ نداشت

بناز بر همه خوبان که هیچ نکته حسن

ازین شمایل موزون خدا دریغ نداشت

بهای وصل تو دل عقل و صبر و دین همه داد

چو بود مایل کالا بها دریغ نداشت

شدم نشانه به عشق بتان و غمزه تو

ازین نشانه خدنگ جفا دریغ نداشت

فدای بوی خوشت باد جان که پیرهنت

ز باد و باد ز گل گل ز ما دریغ نداشت

مگیر سایه ز من ای که سر به سر لطفی

که شاه سایه لطف از گدا دریغ نداشت

ز دست جامی اگر چند خدمتی ناید

به وقت های اجابت دعا دریغ نداشت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور