گنجور

شمارهٔ ۲۳۴

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

چون سایه به خاک افکند آن سرو نه بر من

گر قدر مرا پست تر از خاک ندانست

زان کس که مرا دوخت گریبان چه گشاید

چون دوختن این جگر چاک ندانست

آن سرو که پاک است چو گل دامن حسنش

افسوس که قدر نظر پاک ندانست

هر درد و غمی کآمد ازین چرخ جفا کیش

منزل به جز این سینه غمناک ندانست

جامی گه خونریزی آن شوخ دعایی

جز سلمک الله و ابقاک ندانست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن