گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

شمارهٔ ۲۲۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

آن نه خط است که گرد رخ زیباش گرفت

دل ما سوخت بسی دود دل ماش گرفت

طوطیانند فرو برده به شکر منقار

یا خط سبز لب لعل شکرخاش گرفت

نقش پابوس ویم نیست همین بس که چو شد

در رهش سوده تنم نقش کف پاش گرفت

نه دل است این به برم بلکه دلم از غم عشق

شد جدا قطره ای از خون جگر جاش گرفت

گفت دامان وصالت بنهم بر کف و رفت

اشک من گوشه دامان به تقاضاش گرفت

ساقی امروز به نقدم قدحی چند بده

رغم آن را که غم نسیه فرداش گرفت

دل در آن زلف سیه شد بگسل جامی ازو

بر حذر باش ز دیوانه که سوداش گرفت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط