گنجور

شمارهٔ ۲۰۱

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

بی تو مرا خانه جز گوشه ویرانه نیست

خانه چه کار آیدم یار چو همخانه نیست

مرغ هوای تو را دانه درد است قوت

حوصله مور را قوت این دانه نیست

گر چه ز شعله کشد خنجر بیداد شمع

روی وفا تافتن عادت پروانه نیست

خرقه پشمین به بر می طلبی سیم و زر

کسوت مردان چه سود کار چو مردانه نیست

حاجی و سنگ سیاه زانکه مرا بوسه گاه

جز لب معشوق مست یا لب پیمانه نیست

عرضه رندان مکن واقعه شیخ شهر

صحبت صاحبدلان مجلس افسانه نیست

چند به دیوانگی طعنه جامی زنی

از غم تو ای پری کیست که دیوانه نیست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.