روز میدان است ترک شهسوار من کجاست
چشم هر کس بر رخ یاری ست یار من کجاست
عاشقان هر کس به روی یار خود خندان و خوش
من چنین غمگین چرایم غمگذار من کجاست
چند گردم بی قرار و صبر هر سوی اینچنین
آن شکیب آموز جان بی قرار من کجاست
تا برند از جلوه خوبی خجالت نیکوان
نیم جولانی ز سرو گلعذار من کجاست
داد گردم را غمش بر باد و آن بدخو نگفت
آن که عمری بود خاک رهگذار من کجاست
نیست خوش بر دامن پاکش غبار چون منی
بیدلی کز گریه بنشاند غبار من کجاست
ماند جامی دور ازان در وه چه باشد گر گهی
باز پرسد کان غریب خاکسار من کجاست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساس گمگشتگی و دلتنگی عاشق اشاره دارد. شاعر در روز میدان، به دنبال یار خود است و غمگینی خود را مقابل دیگران ابراز میکند. او از بیقراری و جستجوی بیپایان برای یافتن عشقش سخن میگوید و از عدم توجه مردم به درد و رنج خود شکایت دارد. او در نهایت به حسرتی عمیق درباره فقدان محبوبش میرسد و به تأمل در مورد وضعیت خود و غیبت یار میپردازد.
هوش مصنوعی: امروز روز جولان و نبرد است، اما من نمیدانم سوارکار ترک من کجاست. همه با نظاره به چهره محبوب خود هستند، اما نمیدانم محبوب من کجاست.
هوش مصنوعی: عاشقان با دیدن محبوبانشان خوشحال و خندان هستند، اما من از این خوشحالی بهرهای ندارم و در غم و اندوه هستم. چرا من اینقدر ناراحت و غمگینم؟ غم من کجاست؟
هوش مصنوعی: مدتهاست در دل بیقراری میچرخم و سعی میکنم تحمل کنم، اما جان بیقرار من نمیداند به کجا برود.
هوش مصنوعی: خجالت نیکوکاران از زیبایی و جذابیت خوبان آنها را از جلوهگری بازمیدارد. من هم نمیتوانم کنار سرو بلند و زیبا بایستم و تماشا کنم.
هوش مصنوعی: غم از دست رفتن عشق را فراموش کردهام، اما کسی که سالها در مسیر من بوده هنوز نپرسیده که من کجا هستم.
هوش مصنوعی: در دامن پاک او هیچ آلودگی نیست، اما من با حالتی ناخوشایند در اثر ناامیدی، غبار غم و اندوه خود را جا گذاشتهام.
هوش مصنوعی: جامی در این بیت به تنهایی و بیکسی خود اشاره میکند و از دوری خود از کسی که دوستش دارد، رنج میبرد. او میگوید اگر زمانی کسی از او بپرسد این خاکسار غریبه کجاست، چه خواهد شد. در واقع این بخش نشاندهنده دلتنگی و احساس غم اوست و هربار که به یاد آن شخص میافتد، این حس را بازتجربه میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روز نوروزست، سرو گل عذار من کجاست؟
در چمن یاران همه جمعند یار من کجاست؟
مونسم جز آه و یارب نیست شبها تا بروز
آه و یارب! مونس شبهای تار من کجاست؟
گشته مردم، هر یکی، امروز، صید چابکی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.