گنجور

شمارهٔ ۱۷۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

آن سرو ناز بر لب بام ایستاده کیست

بر طرف آفتاب کله کج نهاده کیست

بگذار ذکر حور و حدیث قصور او

بالای قصر آمده آن حورزاده کیست

گویند دل برای چه دادی به مهر او

آن کس که دیده شکل وی و دل نداده کیست

هر جا گهی پیاده کند گشت و گه سوار

آنجا گل سوار و سرو پیاده کیست

ای شیخ شهر چند ملامت کنی مرا

بی ذوق جام باده و معشوق ساده کیست

تا دیده اند جام لبش اهل صومعه

آن کو نکرده خرقه خود رهن باده کیست

از پا فتاد جامی و آن شوخ سنگدل

هرگز نگفت بر سر این کو فتاده کیست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.