گنجور

شمارهٔ ۱۶۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

نقاش ازل کان خط مشکین رقم اوست

یارب چه رقم های عجب در قلم اوست

خاک قدم دوست شدم نیست کسی را

آن عیش که امروز مرا در قدم اوست

بیرون بود از سلسله اهل ارادت

هر دل که نه در طره پر پیچ و خم اوست

تن گر چه به صد مرحله دور است ز کعبه

جان طوف کنان گرد حریم حرم اوست

آن کز کرمش بود که میخانه بنا کرد

میخواری ما نیز بنا بر کرم اوست

جامی دم توحید زند نی همه وقتی

خوشوقت حریفی که شناسای دم اوست

آواز خوشش بر صفت وحدت خویش است

با کثرت اطوار که در زیر و بم اوست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور