گنجور

شمارهٔ ۱۴۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

دلم ز هجر خراسان ازان هراسان است

که بحر فقر و محیط فنا خراسان است

نخست گوهر از آن بحر شاه بسطامی ست

که قطب زنده دلان و خداشناسان است

بکش لباس رعونت که شیخ خرقانی

ستاده خرقه به کف بهر بی لباسان است

بگو سپاس مهین عارفی که در مهنه ست

که عشق در پی آزار ناسپاسان است

به گوش جان بشنو نکته های پیر هرات

که مشکلات طریق از بیانش آسان است

چو کاس خویش شکستی بیا که ساقی جام

نهاده باده به دست شکسته کاسان است

گدایی درشان پیشه کرده ای جامی

به جز تو کیست گدایی که پادشاسان است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify