گنجور

شمارهٔ ۱۰۰۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

جانا چه شد که پرسش یاران نمی کنی

درمان درد سینه فگاران نمی کنی

دامن ز قطره های سرشکم نمی کشی

همچون گل احتراز ز باران نمی کنی

بر من هزار تیغ جفا راندی و خوشم

کین لطف با یکی ز هزاران نمی کنی

شیران همه شکار غزالان شوخ تو

جز قصد صید شیر شکاران نمی کنی

ای گل بخند خرم و خوش گر چه رحمتی

بر گریه های ابر بهاران نمی کنی

جام می است لعل تو لیکن به جرعه ای

زان جام یاد باده گساران نمی کنی

جامی برآی لاله صفت خوش به داغ دل

چون ترک عشق لاله عذاران نمی کنی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور