جانا چه شد که پرسش یاران نمی کنی
درمان درد سینه فگاران نمی کنی
دامن ز قطره های سرشکم نمی کشی
همچون گل احتراز ز باران نمی کنی
بر من هزار تیغ جفا راندی و خوشم
کین لطف با یکی ز هزاران نمی کنی
شیران همه شکار غزالان شوخ تو
جز قصد صید شیر شکاران نمی کنی
ای گل بخند خرم و خوش گرچه رحمتی
بر گریه های ابر بهاران نمی کنی
جام می است لعل تو لیکن به جرعه ای
زان جام یاد باده گساران نمی کنی
جامی برآی لاله صفت خوش به داغ دل
چون ترک عشق لاله عذاران نمی کنی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از حافظ به پرسشهای یاران و عدم توجه به درد و غم اشاره دارد. شاعر از محبوب میپرسد که چرا به احساسات دیگران اهمیت نمیدهد و از زیباییها و محبتها دوری میکند. او به شیر و غزال و شکار اشاره میکند تا نشان دهد که عشق و زیبایی، شکار دلهاست، اما محبوبه به این زیباییها توجهی ندارد. در نهایت، شاعر از او میخواهد که بیشتر به احساسات و یادها پرداخت کند و به زندگی و شادی بپردازد.
هوش مصنوعی: دوست عزیز، چرا از دوستانت نمیپرسی که چه بر سر تو آمده؟ چرا دردی که در دل داریم را درمان نمیکنی؟
هوش مصنوعی: تو به خاطر اشکهای الماسمانندت، مثل گلی که از باران دوری میجوید، دامن خود را نمیکشی.
هوش مصنوعی: تو بر من هزار بار ظلم و ستم کردی، اما من خوشحالم که این محبت را با یکی از هزاران انجام نمیدهی.
هوش مصنوعی: شیران تماماً به دنبال شکار غزالان بازیگوش تو هستند، ولی تو هیچ وقت به فکر صید شیران و شکارچیان نبودهای.
هوش مصنوعی: ای گل، خوشحال و سرزنده باش و بخند، حتی اگر ابرهای بهاری بر درد و اندوهم هیچ رحمی نکنند.
هوش مصنوعی: جامی که از سنگ لعل تو ساخته شده، تنها با یک جرعه از آن نمیتوانی یاد بادهگساران را از خاطر ببری.
هوش مصنوعی: بیا و دمی بر دار گل خوشی بنوش، چرا که بر دل داغدار من، ترک عشق تو مثل زخم عذاران است و نمیتواند این درد را درمان کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.