گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
جامی
 

طبیبی را دیدند که هرگاه به گورستان رسیدی ردا در سر کشیدی از سبب آنش سؤال کردند گفت: از مردگان این گورستان شرم می دارم، بر هر که می گذرم ضربت من خورده است و در هر که می نگرم از شربت من مرده است!

ای رای تو در علاج بیمار علیل

برآمدن مرگ قدوم تو دلیل

در کشور مات منت جان ستدن

برداشته ای ز گردن عزرائیل

ای صنعت طب شکسته بازار از تو

هرچند بود به رنج بیمار از تو

المنة لله که عجب خوشنودند

غسال و کفن فروش و حفار از تو

یکی از حکما گفته است: طبیب ناقص وباست مر عامه را.

ای که هستی ز طب ناقص خویش

عامه خلق را به جای وبا

چه عجب گر کنند نفرینت

هست نفرین تو دعای وبا