گنجور

بخش ۴۰

 
جامی
جامی » بهارستان » روضهٔ ششم (در مطایبه)
 

طبیبی را دیدند که هرگاه به گورستان رسیدی ردا در سر کشیدی از سبب آنش سؤال کردند گفت: از مردگان این گورستان شرم می دارم، بر هر که می گذرم ضربت من خورده است و در هر که می نگرم از شربت من مرده است!

ای رای تو در علاج بیمار علیل

برآمدن مرگ قدوم تو دلیل

در کشور مات منت جان ستدن

برداشته ای ز گردن عزرائیل

ای صنعت طب شکسته بازار از تو

هرچند بود به رنج بیمار از تو

المنة لله که عجب خوشنودند

غسال و کفن فروش و حفار از تو

یکی از حکما گفته است: طبیب ناقص وباست مر عامه را.

ای که هستی ز طب ناقص خویش

عامه خلق را به جای وبا

چه عجب گر کنند نفرینت

هست نفرین تو دعای وبا



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.