گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
جامی
 

ای دل اهل ارادت به تو شاد!

به تو نازم! که مریدی و مراد

خواهش از جانب ما نیست درست

هر چه هست از طرف توست نخست

تا به ناخواست دهی کاهش ما

هیچ سودی ندهد خواهش ما

گر به ما خواهش تو راست شود

مو به مو بر تن ما خواست شود

دولت نیک سرانجامی را

گرم کن ز آتش خود جامی را

در دلش از تف آن شعله‌فروز،

هر چه غیر تو بود جمله بسوز!

بود که بی‌دردسر خامی چند

پا ز سر کرده رود گامی چند

ره به سر منزل مقصود برد

پی به بیغولهٔ نابود برد

درزند آتش هستی تابی

ریزد از توبه بر آتش، آبی

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.