ساده مریدی ز جهان شسته دست
آمد و در صحبت پیری نشست
گرم نکرده به زمین جا هنوز
خاست ازان انجمن جان فروز
پیر برآشفت که تعجیل چیست
نفرت دیو از دم جبریل چیست
گفت قضا پرده کش هوش گشت
نادره چیزیم فراموش گشت
می روم این لحضه به هر راه و کوی
تا کنم آن گمشده را جست و جوی
پیر خروشید که ای بوالهوس
در دو جهان هست یکی چیز و بس
کان نه سزاوار فراموشی است
قبله گویایی و خاموشی است
گر همه آفاق در آغوش تو
باشد و آن چیز فراموش تو
غایت آگاهی تو غافل است
حاصل اوقات تو بی حاصل است
ور بود آن چیز فرا یاد تو
شاد کن خاطر ناشاد تو
گو دو جهان گشته فراموش باش
لب ز سخن شان شده خاموش باش
جامی ازین مشغله خاموش کن
هر چه نه آن چیز فراموش کن
زانکه سرانجام تو خاموشی است
وآخر کار تو فراموشی است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، داستان مریدی را روایت میکند که پس از نشستن در محضر یک پیر، به شدت به دنبال چیز گمشدهای میگردد. پیر با خشم به او تذکر میدهد که نباید به سرعت و بدون تفکر عمل کند، زیرا در دو جهان تنها یک حقیقت وجود دارد که نباید فراموش شود. او به مرید یادآوری میکند که حتی اگر تمام دنیا را داشته باشد، اگر آن حقیقت را فراموش کند، زندگیاش بیمعنا خواهد بود. پیر به او توصیه میکند که از مشغلههای بیفایده دوری کند و به جستجوی حقیقت اصلی بپردازد، چرا که در نهایت، زندگی به سکوت و فراموشی منتهی میشود.
هوش مصنوعی: یک فرد ساده که از زندگی دنیا دست کشیده بود، به محفل یک پیر (زاهد یا عارف) پیوست و در کنار او نشست.
هوش مصنوعی: هنوز در زمین جا نیفتاده، از آن جمع، جان روشنگر برخواسته است.
هوش مصنوعی: پیر به شدت ناراحت شد و پرسید که چرا اینقدر عجله داری و چه دلیلی دارد که دیو از وجود جبرئیل دچار نفرت میشود.
هوش مصنوعی: او گفت که تقدیر پردهای بر روی ذهن من کشیده است و به همین دلیل چیزهای نادر را فراموش کردهام.
هوش مصنوعی: در این لحظه به هر گذر و محلهای میروم تا آن چیز گمشده را پیدا کنم.
هوش مصنوعی: پیر با صدای بلندی به بوالهوس گفت که در این دو جهان فقط یک حقیقت وجود دارد و بس.
هوش مصنوعی: او که شایسته فراموشی نیست، همانند قبلهای است که همواره سخن میگوید و در سکوت نیز تأثیرش را نمیکاهد.
هوش مصنوعی: اگر تمام جهان در دستان تو باشد، اما آن چیزی که باید به آن اهمیت دهی فراموش شود.
هوش مصنوعی: آگاهی و دانشت به حدی است که از واقعیتها غفلت میکنی و در واقع زمانهایی که میگذرانید، نتیجه و ثمری ندارد.
هوش مصنوعی: اگر چیزی باشد که به یاد تو خوشحالت کند، مطمئناً میتواند دل غمگین تو را شاد کند.
هوش مصنوعی: اگرچه دو جهان به فراموشی سپرده شدهاند، اما تو از سخن آنها بیخبر باش و سکوت کن.
هوش مصنوعی: هر کاری که انجام میدهی، وقتی به موضوعی بیفایده فکر میکنی، آن را رها کن و به یاد چیزهای مهمتر بپرداز.
هوش مصنوعی: زیرا در نهایت تو به سکوت میرسی و در پایان، همه چیز از یاد میرود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.