گنجور

بخش ۶۵ - در بیان چهار خصلت که از شرایط سلطنت است

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال
 

هست شرط پادشاهی چار چیز

حکمت و عفت شجاعت جود نیز

نیست حکمت کز پی نفس لئیم

سخره حکم زنی گردد کریم

نیست از عفت که مرد هوشمند

دامن آلاید به یاری ناپسند

از شجاعت نیست کش سازد زبون

قحبه ای از ربقه مردی برون

نیست از جود آنکه نتواند گذشت

زانچه گرد آن جز از خست نگشت

هر که با این چار خصلت یار نیست

از عروس ملک برخوردار نیست

آنچه در هر چار ازو افتد خلل

در دل خود کی دهد شاهش محل

حرف حکمت را بر این کردم تمام

وانچه می بایست گفتم والسلام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام