گنجور

بخش ۵۴ - جواب گفتن سلامان حکیم را

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال
 

چون سلامان از حکیم اینها شنید

بوی حکمت بر مشام او وزید

گفت ای جان فلاطون از تو شاد

صد ارسطو زیر فرمان تو باد

عقل ها بودند از آغاز ده

ساختی ده را تو اکنون یازده

من نهاده روی در راه توام

کمترین شاگرد درگاه توام

هر چه گفتی عین حکمت یافتم

در قبول آن به جان بشتافتم

لیک بر رای منیرت روشن است

کاختیار کار بیرون از من است

قدرت فاعل به قدر قابل است

قابلیت نی به جعل جاعل است

هر چه آن را من ز اول قابلم

کی توانم کز وی آخر بگسلم

بلکه هست از قدرت فاعل بدر

بر خلاف آن برون دادن اثر



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.