گنجور

 
جمال‌الدین عبدالرزاق

ای لقای تو عید اهل کرم

عید اضحی ترا همایون باد

گوش این چرخ از مناقب تو

چون صدف پر ز دُرّ مکنون باد

رایت قدر تو چو همت تو

از خم هفت چرخ بیرون باد

دست خصمت به تیغ گشته قلم

پشت او از شکستگی نون باد

چرخ اگر جز به حکم تو گردد

از شفق تیغ صبح گلگون باد

فیض دست تو همچو قطره ابر

سبب رزق ربع مسکون باد

هر که او برخلاف تو دم زد

ور بود مشگ غرقه در خون باد

ریش او زیر دست موسی به

مال او پایمال قارون باد

طبع من گاه شغل مدحت تو

همچو لفظ تو پاک و موزون باد

گردش چرخ و سیر اختر او

جمله و بر وفق رای میمون باد

از قضا نامزد به فرمانت

بره چرخ و گاو گردون باد

همه روزیت عید باد و همه

خوشتر و بهترت از اکنون باد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
مسعود سعد سلمان

بسته طاعت تو گردون باد

گیتی از نعمت تو قارون باد

تا فلک را قران سعد بن است

بخت با دولت تو مقرون باد

صولت عز را جلالت تو

[...]

ابوالفرج رونی

شاه را روی بخت گلگون باد

جشن آبان بر او همایون باد

هر نفس حرص غزوش افزون است

هر زمان حزم و عزمش افزون باد

اختیارش چو نام او، مسعود

[...]

انوری

صاحبا جنبشت همایون باد

عید و نوروز بر تو میمون باد

طالع اختیار مسعودت

زبدهٔ شکلهای گردون باد

صولت و سرعت زمین و زمان

[...]

سید حسن غزنوی

روی اقبال هر دو میمون باد

همه ایامشان همایون باد

طایری کز سعادت ایشان

خلق را مژده باد و میمون باد

قدرشان هم عنان عیسی گشت

[...]

جلال عضد

خسروا عید بر تو میمون باد

سال و ماهت همه همایون باد

سحر و شام و ساعتت سعد است

روز و سال و مه تو میمون باد

باغ عمرت همیشه سرسبز است

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه