دست من اگر همچو دلم تنگ نبودی
جز درسر آنزلف شبه رنگ نبودی
زان تنگ شکرجانم بی بهره نماندی
گرخوی تو همچون دهنت تنگ نبودی
گفتی خجلم زان بر تو کمترک آیم
باشد چه خوش این عذر اگر لنگ نبودی
بس دورفتادیم ازان روی چو ماهت
ور رای تو بودی غم فرسنگ نبودی
گویند که در صلح دهی بوسه بر آن لب
گردوست رها کردی خود جنگ نبودی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و دلتنگی شاعر اشاره دارد. او از احساس تنگی ذهن و دلش میگوید و اینکه اگر معشوقش به او نزدیکتر بود، درد و رنج کمتری میکشید. شاعر همچنین از زیبایی معشوق صحبت میکند و اینکه دوری از او باعث غم و اندوهش شده است. در نهایت، اشارهای به تفاوت صلح و جنگ دارد و نشان میدهد که عشق و محبت میتواند بر بحرانها غلبه کند.
هوش مصنوعی: اگر دلم اینقدر تنگ و ناراحت نبود، دستم هم به جز در آرزوی آن موهای رنگین به چیزی دیگر نمیرسید.
هوش مصنوعی: اگر ویژگیهای تو مانند دهانت چنین محدود نبود، من از آن تنگی جانم بینصیب نمیماندم.
هوش مصنوعی: گفتی که من از تو خجالت میکشم و به همین خاطر کمتر پیشت میآیم، ولی اگر دلیل خوبی برای این کار نداشتم، این عذر هیچ منطقی نداشت.
هوش مصنوعی: ما به شدت از زیبایی تو فاصله گرفتهایم، اگر نظر تو بر این باشد، هرگز غم و اندوهی به فاصلههای دور نمیرسید.
هوش مصنوعی: میگویند که در زمان صلح، بر لبهای گردو مانند بوسه زدی، اما خودت را از جنگ دور کردی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.