بده آندل که مستی های او از بادهٔ خویش است
بگیر آندل که از خود رفته و بیگانه اندیش است
بده آندل بده آن دل که گیتی را فراگیرد
بگیر این دل بگیر این دل که در بند کم و بیش است
مرا ای صید گیر از ترکش تقدیر بیرون کش
جگر دوزی چه می آید از آن تیری که در کیش است
نگردد زندگانی خسته از کار جهان گیری
جهانی در گره بستم جهانی دیگری پیش است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حال و هوایی از مستی و عشق میپردازد. شاعر از شخصی به نام "آندل" دعوت میکند که دل را به او بدهد تا بتواند جهانی وسیعتر را تجربه کند. او همچنین اذعان میکند که زندگی خستهاش از کارهای عمرانی و دنیوی شده و به دنبال رهایی از قید و بندهای موجود است. در نهایت، شاعر اشاره میکند که هر چند زندگی پر از مشکلات است، اما همچنان جهانی نو در پیش است که باید آن را کشف کرد.
هوش مصنوعی: بده آن کسی را که مستیاش از شراب خودش است، بگیر آن کسی را که از خود بیخبر و به فکر دیگران است.
هوش مصنوعی: به من آن دلی را بده که جاذبهای جهانی داشته باشد و من این دل را بگیرم، زیرا این دل در قید و بند دنیا و مشکلاتش است.
هوش مصنوعی: ای کسی که مرا شکار میکنی، از دستان تقدیر من را بیرون بیاور. چه فایدهای از تیری که در کمان است، زمانی که به جگر من میزند؟
هوش مصنوعی: زندگی که خسته شده از مشکلات و سختیهای دنیا، نباید ناامید شود. زیرا در برابر چالشها و موانع کنونی، دنیای دیگری در انتظار است که میتواند سرشار از امید و فرصتهای نو باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.